غزل شماره ۴۵۹

غزلستان :: سعدی شیرازی :: غزلیات
مشاهده برنامه «سعدی نامه» در فروشگاه اپل


افزودن به مورد علاقه ها
نبایستی هم اول مهر بستن
چو در دل داشتی پیمان شکستن
به ناز وصل پروردن یکی را
خطا کردی به تیغ هجر خستن
دگربار از پری رویان جماش
نمی باید وفای عهد جستن
اگر کنجی به دست آرم دگربار
منم زین نوبت و تنها نشستن
ولیکن صبر تنهایی محالست
که نتوان در به روی دوست بستن
همی گویم بگریم در غمت زار
دگر گویم بخندی بر گرستن
گر آزادم کنی ور بنده خوانی
مرا زین قید ممکن نیست جستن
گرم دشمن شوی ور دوست گیری
نخواهم دستت از دامن گسستن
قیاس آنست سعدی کز کمندش
به جان دادن توانی بازرستن

آزادتیغدامندوستسعدیصبرقیاسوصلوفاپیمان


مشاهده برنامه در فروشگاه اپل


اشعار مرتبط



نظرات نوشته شده



نظر بدهید





جهت دریافت روزانه فال حافظ به صفحه تلگرام غزلستان بپیوندید:

     


© استفاده از مطالب سایت غزلستان در جهت نشر شعر و غزل فارسی توصیه می شود.