غزل شماره ۱۳۹۰

غزلستان :: مولوی :: دیوان شمس - غزلیات
مشاهده برنامه «دیوان شمس» در فروشگاه اپل


افزودن به مورد علاقه ها
بازآمدم بازآمدم از پیش آن یار آمدم
در من نگر در من نگر بهر تو غمخوار آمدم
شاد آمدم شاد آمدم از جمله آزاد آمدم
چندین هزاران سال شد تا من به گفتار آمدم
آن جا روم آن جا روم بالا بدم بالا روم
بازم رهان بازم رهان كاین جا به زنهار آمدم
من مرغ لاهوتی بدم دیدی كه ناسوتی شدم
دامش ندیدم ناگهان در وی گرفتار آمدم
من نور پاكم ای پسر نه مشت خاكم مختصر
آخر صدف من نیستم من در شهوار آمدم
ما را به چشم سر مبین ما را به چشم سر ببین
آن جا بیا ما را ببین كان جا سبكبار آمدم
از چار مادر برترم وز هفت آبا نیز هم
من گوهر كانی بدم كاین جا به دیدار آمدم
یارم به بازار آمده‌ست چالاك و هشیار آمده‌ست
ور نه به بازارم چه كار وی را طلبكار آمدم
ای شمس تبریزی نظر در كل عالم كی كنی
كاندر بیابان فنا جان و دل افگار آمدم

آزادبیابانتبریزمختصرهشیارچشمگوهر


مشاهده برنامه در فروشگاه اپل


اشعار مرتبط



نظرات نوشته شده



نظر بدهید





جهت دریافت روزانه فال حافظ به صفحه تلگرام غزلستان بپیوندید:

     


© استفاده از مطالب سایت غزلستان در جهت نشر شعر و غزل فارسی توصیه می شود.