غزل شماره ۷۶۰

غزلستان :: مولوی :: دیوان شمس - غزلیات
مشاهده برنامه «دیوان شمس» در فروشگاه اپل


افزودن به مورد علاقه ها
خنك آن كس كه چو ما شد همه تسلیم و رضا شد
گرو عشق و جنون شد گهر بحر صفا شد
مه و خورشید نظر شد كه از او خاك چو زر شد
به كرم بحر گهر شد به روش باد صبا شد
چو شه عشق كشیدش ز همه خلق بریدش
نظر عشق گزیدش همه حاجات روا شد
به سفر چون مه گردون به شب چارده پر شد
به نظرهای الهی به یكی لحظه كجا شد
دل تو كرد چرایی به برون ز آخر قالب
وگر آن نیست به هر شب به چراگاه چرا شد
خنك آنگه كه كند حق گنهت طاعت مطلق
خنك آن دم كه جنایات عنایات خدا شد
سفر مشكل و دورش بشد و ماند حضورش
ز درون قوت نورش مدد نور سما شد

خداخورشیدصباعشقگردون


مشاهده برنامه در فروشگاه اپل


اشعار مرتبط



نظرات نوشته شده



نظر بدهید





جهت دریافت روزانه فال حافظ به صفحه تلگرام غزلستان بپیوندید:

     


© استفاده از مطالب سایت غزلستان در جهت نشر شعر و غزل فارسی توصیه می شود.