شماره ٧٨: زتخمت چه نشو و نما ميدمد

غزلستان :: بيدل دهلوی :: غزليات - بخش پنجم

افزودن به مورد علاقه ها
زتخمت چه نشو و نما ميدمد
که چون آبله زير پا ميدمد
عرق در دم حاجت از روى مرد
اگر شرم دارد چرا ميدمد
بحسرت نگاهى که اين جلوه ها
زمژگان رو بر قفا ميدمد
وجود از عدم آنقدر دور نيست
نگاه اندکى نارسا ميدمد
نصيب سحر قحط شبنم مباد
نفس بى عرق بيحيا ميدمد
فسونى که تا حشر خواب آورد
بگوشم نى بوريا ميدمد
بترک طلب ريشه دارد قبول
برو گر بکارى بيا ميدمد
زخود بايد اى ناله برخاستن
کزين نيستان يک عصا ميدمد
معماى اسم فنائيم و بس
همين نفى مطلق زما ميدمد
برنگ چنار از بهار اميد
بس است اينکه دست دعا ميدمد
زبى اتفاقى چو مينا و جام
سرو گردن از هم جدا ميدمد
بعقبى است موقوف مزد عمل
کجا کاشتند از کجا ميدمد
دو روزى بچينيد گلهاى ناز
زباغى که ما و شما ميدمد
سرت (بيل) از وهم و ظن عالمى است
ازين بام چندين هوا ميدمد



مشاهده برنامه در فروشگاه اپل




نظرات نوشته شده



نظر بدهید





جهت دریافت روزانه فال حافظ به صفحه تلگرام غزلستان بپیوندید:

     


© استفاده از مطالب سایت غزلستان در جهت نشر شعر و غزل فارسی توصیه می شود.