شماره ٥٤١: لبت را جان توان خواندن، وليکن

غزلستان :: امير خسرو دهلوی :: غزليات - بخش اول

افزودن به مورد علاقه ها
لبت را جان توان خواندن، وليکن
نمى دانم که آن خط را چه خوانند؟
مرنج، اى پاک دامن، عاشقانت
اگر بر چشم تر دامن نشانند
نخواهم زيست، زخم عشق کاريست
رقيبان را بگو، تيغم نرانند
مکن بر ما نصيحت ضايع، اى شيخ
که مستان لذت تقوى ندانند
بگو پيشش، صبا، گه گه پس از ما
که اهل خاک خدمت مى رسانند
به جايى کز گل رويت چکد خوى
دو چشم خسرو آنجا خون فشانند



مشاهده برنامه در فروشگاه اپل




نظرات نوشته شده



نظر بدهید




جهت دریافت روزانه فال حافظ به صفحه تلگرام غزلستان بپیوندید:

      Google+


© استفاده از مطالب سایت غزلستان در جهت نشر شعر و غزل فارسی توصیه می شود.