شماره ٤٩٧: يک خنده بزن، زان لب لعل شکرآلود

غزلستان :: امير خسرو دهلوی :: غزليات - بخش اول

افزودن به مورد علاقه ها
يک خنده بزن، زان لب لعل شکرآلود
بر عاشق مسکين که رخ از خون تر آلود
يک شب ز براى دل من محرم من باش
بشنو ز دلم چند حديث جگر آلود
مانا که بپرسى ز دل من که چه کردي؟
در کوى تو کز خون همه ديوار و در آلود
جانها که گرفتار لبت گشت چه داني؟
پرواز مجو از مگسان شکر آلود
عاشق که بميرد ز رخ زرد چه خيزد؟
عشق است دروغش که مسى را به زر آلود
نزل غم تو باد حرامم به فراغت
گر چشم دلم هيچ گه از خواب و خور آلود
آسوده به خاک درت، اينک سر خسرو
زان صندل راحت که برين درد سر آلود



مشاهده برنامه در فروشگاه اپل




نظرات نوشته شده



نظر بدهید




جهت دریافت روزانه فال حافظ به صفحه تلگرام غزلستان بپیوندید:

      Google+


© استفاده از مطالب سایت غزلستان در جهت نشر شعر و غزل فارسی توصیه می شود.