شماره ٢٢٩: گرفتار رسوم انديشه آرام کم دارد

غزلستان :: بيدل دهلوی :: غزليات - بخش پنجم

افزودن به مورد علاقه ها
گرفتار رسوم انديشه آرام کم دارد
عقايد آنچه دارد خدمت دير و حرم دارد
دماغ آرميدن نيست با گل شبنم ما را
درين آئينه گر آبيست چون تمثال رم دارد
ازين صحراى وحشت چون شرر ديگر چه برادرم
همه گر سر توان برداشتن حکم قدم دارد
خرد را از بساط مى پرستان نيست جان بردن
که هر ساغر زموج مى بکف تيغى علم دارد
نواى خامشان در پرده دود دلست اينجا
نگوئى شمع تنها گريه دارد ناله هم دارد
گسستن سخت دشوار است زنار محبت را
برهمن رشته وارى از رگ سنگ صنم دارد
بوقت رخصت ياران تواضع ميشود لازم
قد پيراهن بآهنگ وداع عمر خم دارد
اگر مردى در تخفيف اسباب تعلق زن
کز انگشت دگر انگشت نر يک بند کم دارد
بود در طينت بيمغز حفظ گفتگو مشکل
برون ريزد دهانش هر چه انبان در شکم دارد
بغير از وهم کو سرمايه تا بر نقد خود نازى
همان در کيسه درياست گر ماهى درم دارد
زخاک شور نتوان بيش ازين حاصل طمع کردن
بحسرت هم اگر جان ميدهد ممسک کرم دارد
خموشى ربط آهنگ جنونم نگسلد (بيدل)
زساز دل مشو غافل طپيدن زير و بم دارد



مشاهده برنامه در فروشگاه اپل




نظرات نوشته شده



نظر بدهید





جهت دریافت روزانه فال حافظ به صفحه تلگرام غزلستان بپیوندید:

     


© استفاده از مطالب سایت غزلستان در جهت نشر شعر و غزل فارسی توصیه می شود.