شماره ١١٦: قماش چهره يار از بهار معلوم است

غزلستان :: صائب تبریزی :: غزليات - بخش سوم

افزودن به مورد علاقه ها
قماش چهره يار از بهار معلوم است
که روى کار، هم از پشت کار معلوم است
ز جسم خاکى ما شور عشق بتوان ديد
نفس کشيدن بحر از کنار معلوم است
ز نبض موج توان يافت حال دريا را
غم من از مژه اشکبار معلوم است
ز تيغ وعده خلافى به خون نشاندن من
ز خاک رهگذر انتظار معلوم است
ز سايه پر و بال هما که در گذرست
زوال دولت ناپايدار معلوم است
اگر چه گريه فرو مى خورد، ز روى صدف
طراوت گهر آبدار معلوم است
ز سايه تو سر من به آفتاب رسيد
وگرنه قدر من خاکسار معلوم است
ز سادگى است درين خاکدان اقامت ما
وگرنه حاصل اين شوره زار معلوم است
ز روزگار جوانى تمتعى بردار
سبک رکابى باد بهار معلوم است
برو طبيب، که جان دادن من از غم دوست
ز رنگ باختن غمگسار معلوم است
ز آه و ناله توان يافت سوز هر دل را
عيار شعله زدود و شرار معلوم است
برون ميار دل روشن از بغل صائب
رواج آينه در زنگبار معلوم است



مشاهده برنامه در فروشگاه اپل




نظرات نوشته شده



نظر بدهید




جهت دریافت روزانه فال حافظ به صفحه تلگرام غزلستان بپیوندید:

      Google+


© استفاده از مطالب سایت غزلستان در جهت نشر شعر و غزل فارسی توصیه می شود.