شماره ٥٧٤: راز دل پوشيده با جانان برم

غزلستان :: امير خسرو دهلوی :: غزليات - بخش دوم

افزودن به مورد علاقه ها
راز دل پوشيده با جانان برم
درد را در خدمت درمان برم
نيک مى دانم که خويش بازگشت
چون برو درد سر هجران برم
اى مسلمانان، نپندارم که من
از چنان کافر دلى ايمان برم
دلبرا، زينسان که ديدم شکل تو
من عجب باشد که از تو جان برم
داديم تو جان که، جانا دل بده
بنده ام، از جان و دل فرمان برم
دل به موى آويخته پيشت کشم
دزد گردن بسته بر سلطان برم
زلف را از بند خسرو گو که چند
رنج اين سوداى بى پايان برم؟



مشاهده برنامه در فروشگاه اپل




نظرات نوشته شده



نظر بدهید




جهت دریافت روزانه فال حافظ به صفحه تلگرام غزلستان بپیوندید:

      Google+


© استفاده از مطالب سایت غزلستان در جهت نشر شعر و غزل فارسی توصیه می شود.