شماره ٤٩٠: بيا، جانا، که جانت را بميرم

غزلستان :: امير خسرو دهلوی :: غزليات - بخش دوم

افزودن به مورد علاقه ها
بيا، جانا، که جانت را بميرم
وگر ميرم به جان منت پذيرم
خلاص من بجوييد، اى رفيقان
که من در قيد مهر او اسيرم
نظر گفتند دارى با فقيران
من مسکين نه آخر هم فقيرم
نمى آيد به گوشت ناله من
که گوش چرخ کر گشت از نفيرم
همى ترسم سرآيد عمر خسرو
به درد هجر از حسرت بميرم



مشاهده برنامه در فروشگاه اپل




نظرات نوشته شده



نظر بدهید




جهت دریافت روزانه فال حافظ به صفحه تلگرام غزلستان بپیوندید:

      Google+


© استفاده از مطالب سایت غزلستان در جهت نشر شعر و غزل فارسی توصیه می شود.