شماره ٢٤٩: گذشت مجلس عيش و خمار مى نرود

غزلستان :: امير خسرو دهلوی :: غزليات - بخش دوم

افزودن به مورد علاقه ها
گذشت مجلس عيش و خمار مى نرود
بماند در دلم، اين يادگار مى نرود
شبى خراب شدم، نى ز مي، ز ساقى خويش
برفت آن شب و از سر خمار مى نرود
چه وقت بود که آمد که هيچم از خاطر
طريق آمدن آن سوار مى نرود
چرا نمردم در زير پاى گلگونش
هنوز از دلم اين خارخار مى نرود
همان زمان که برون شد، رقيب را گفتم
که رفتنى دگر است، آن نگار مى نرود
جفاى ساقى ما را خبر که بيرون رفت
که کس ز مجلس ما هوشيار مى نرود
چنين بهارى و من هم به بوى او، چه کنم
که اين هوس ز نسيم بهار مى نرود
ز گوش خسرو آن زخم چنگ و ناى برفت
دلى ز سينه فغانهاى زار مى نرود



مشاهده برنامه در فروشگاه اپل




نظرات نوشته شده



نظر بدهید




جهت دریافت روزانه فال حافظ به صفحه تلگرام غزلستان بپیوندید:

      Google+


© استفاده از مطالب سایت غزلستان در جهت نشر شعر و غزل فارسی توصیه می شود.