برای دریافت روزانه فال حافظ در کانال تلگرام غزلستان عضو شوید

غزل شماره ۳۰۸۲

غزلستان :: مولوی :: دیوان شمس - غزلیات
مشاهده برنامه «دیوان شمس» در فروشگاه اپل


افزودن به مورد علاقه ها
رهید جان دوم از خودی و از هستی
شده‌ست صید شهنشاه خویش در مستی
زهی وجود كه جان یافت در عدم ناگاه
زهی بلند كه جان گشت در چنین پستی
درست گشت مرا آنچ من ندانستم
چو در درستی ای مه مرا تو بشكستی
چو گشت عشق تو فصاد و اكحلم بگشاد
چو خون بجستم از تن زهی سبك دستی
طبیب فقر بجست و گرفت گوش دلم
كه مژده ده كه ز رنج وجود وارستی
ز انتظار رهیدی كه كی صبا بوزد
نه بحر را تو زبونی نه بسته شستی
ز شمس تبریز این جنس‌ها بخر بفروش
ز نقدهاش چو آن كیسه بر كمر بستی

مشاهده برنامه در فروشگاه اپل




نظرات نوشته شده



نظر بدهید




جهت دریافت روزانه فال حافظ به صفحه تلگرام غزلستان بپیوندید:

      Google+

© استفاده از مطالب سایت غزلستان در جهت نشر شعر و غزل فارسی توصیه می شود.