برای دریافت روزانه فال حافظ در کانال تلگرام غزلستان عضو شوید

غزل شماره ۲۶۰۴

غزلستان :: مولوی :: دیوان شمس - غزلیات
مشاهده برنامه «دیوان شمس» در فروشگاه اپل


افزودن به مورد علاقه ها
آن چهره و پیشانی شد قبله حیرانی
تشویش مسلمانی ای مه تو كه را مانی
من واله یزدانم در حلقه مردانم
زین بیش نمی‌دانم ای مه تو كه را مانی
هم بنده و آزادم ویرانه و آبادم
هم بی‌دل و دلشادم ای مه تو كه را مانی
هر جسم كه بر سر شد جان گشت و قلندر شد
هم ممن و كافر شد ای مه تو كه را مانی
شاد آنك نهد پایی در لجه دریایی
با دیده بینایی ای مه تو كه را مانی
باشد ز توام مفخر فارغ شدم از دلبر
از طعنه و از تسخر ای مه تو كه را مانی
من زان سوی دولابم زان جانب اسبابم
تو محو كن القابم ای مه تو كه را مانی
بر عاشق دوتاقد آن كس كه همی‌خندد
زان خنده چه بربندد ای مه تو كه را مانی
شمس الحق تبریزی در لخلخه آمیزی
ای جان و جهان می‌زد ای مه تو كه را مانی

مشاهده برنامه در فروشگاه اپل




نظرات نوشته شده



نظر بدهید




جهت دریافت روزانه فال حافظ به صفحه تلگرام غزلستان بپیوندید:

      Google+

© استفاده از مطالب سایت غزلستان در جهت نشر شعر و غزل فارسی توصیه می شود.