برای دریافت روزانه فال حافظ در کانال تلگرام غزلستان عضو شوید

غزل شماره ۱۸۶۲

غزلستان :: مولوی :: دیوان شمس - غزلیات
مشاهده برنامه «دیوان شمس» در فروشگاه اپل


افزودن به مورد علاقه ها
چون چنگ شدم جانا آن چنگ تو دروا كن
صد جان به عوض بستان وان شیوه تو با ما كن
عیسی چو تویی ما را همكاسه مریم كن
طنبور دل ما را هم ناله سرنا كن
دستی بنه ای چنگی بر نبض چنین پیری
وان خون دل زر را در ساغر صهبا كن
جمعیت رندان را بر شاهد نقدی زن
ور زهد سخن گوید تو وعده به فردا كن
دیوانه و مستی را خواهی كه بشورانی
زنجیر خودم بنما وز دور تماشا كن
دیدم ز تو من نقشی بر كالبدی بسته
جان گفت علی الله گو دل گفت علالا كن
زان روز من مسكین بی‌عقل شدم بی‌دین
زان زلف خوش مشكین ما را تو چلیپا كن
زنار ببند ای دل در دیر بكن منزل
زان راهب پرحاصل یك بوسه تقاضا كن
در چهره مخدومی شمس الحق تبریزی
گر رغبت ما بینی این قصه غرا كن

مشاهده برنامه در فروشگاه اپل




نظرات نوشته شده



نظر بدهید




جهت دریافت روزانه فال حافظ به صفحه تلگرام غزلستان بپیوندید:

      Google+

© استفاده از مطالب سایت غزلستان در جهت نشر شعر و غزل فارسی توصیه می شود.