برای دریافت روزانه فال حافظ در کانال تلگرام غزلستان عضو شوید

غزل شماره ۱۶۰۵

غزلستان :: مولوی :: دیوان شمس - غزلیات
مشاهده برنامه «دیوان شمس» در فروشگاه اپل


افزودن به مورد علاقه ها
بزن آن پرده نوشین كه من از نوش تو مستم
بده ای حاتم مستان قدح زفت به دستم
هله ای سرده مستان به غضب روی مگردان
كه من از عربده ناگه قدحی چند شكستم
چه كم آید قدح آن را كه دهد بیست سبوكش
بشكن شیشه هستی كه چو تو نیست پرستم
تو مپرسم كه كیی تو بده آن ساغر شش سو
چو شدم مست ببینی چه كسستم چه كسستم
چو من از باده پرستی شده‌ام غرقه مستی
دگرم خیره چه جویی كه من از جوی تو جستم
بده ای خواجه بابا مكن امروز محابا
كه رگ غصه بریدم ز غم و غصه برستم
چو منم سایه حسنت بكنم آنچ بكردی
چو بخوردی تو بخوردم چو نشستی تو نشستم
منم آن مست دهلزن كه شدم مست به میدان
دهل خویش چو پرچم به سر نیزه ببستم
خمش ار فانی راهی كه فنا خامشی آرد
چو رهیدیم ز هستی تو مكن باز به هستم

مشاهده برنامه در فروشگاه اپل




نظرات نوشته شده



نظر بدهید




جهت دریافت روزانه فال حافظ به صفحه تلگرام غزلستان بپیوندید:

      Google+

© استفاده از مطالب سایت غزلستان در جهت نشر شعر و غزل فارسی توصیه می شود.