برای دریافت روزانه فال حافظ در کانال تلگرام غزلستان عضو شوید

غزل شماره ۳۲

غزلستان :: مولوی :: دیوان شمس - غزلیات
مشاهده برنامه «دیوان شمس» در فروشگاه اپل


افزودن به مورد علاقه ها
دیدم سحر آن شاه را بر شاهراه هل اتی
در خواب غفلت بی‌خبر زو بوالعلی و بوالعلا
زان می كه در سر داشتم من ساغری برداشتم
در پیش او می‌داشتم گفتم كه ای شاه الصلا
گفتا چیست این ای فلان گفتم كه خون عاشقان
جوشیده و صافی چو جان بر آتش عشق و ولا
گفتا چو تو نوشیده‌ای در دیگ جان جوشیده‌ای
از جان و دل نوشش كنم ای باغ اسرار خدا
آن دلبر سرمست من بستد قدح از دست من
اندركشیدش همچو جان كان بود جان را جان فزا
از جان گذشته صد درج هم در طرب هم در فرج
می‌كرد اشارت آسمان كای چشم بد دور از شما

مشاهده برنامه در فروشگاه اپل




نظرات نوشته شده



نظر بدهید




جهت دریافت روزانه فال حافظ به صفحه تلگرام غزلستان بپیوندید:

      Google+

© استفاده از مطالب سایت غزلستان در جهت نشر شعر و غزل فارسی توصیه می شود.