برای دریافت روزانه فال حافظ در کانال تلگرام غزلستان عضو شوید

در حسب حال خود گويد

غزلستان :: اوحدی مراغه‌ای :: جام جم

افزودن به مورد علاقه ها
چون مزاج جهان بدانستم
نشدم غره، تا توانستم
کار من گوشه و کنارى بود
راستى را شگرف کارى بود
ماه را قدر من سها گفتى
زهره را خود ببين چها گفتي؟
آنکه مهرش نيايد اندر چشم
شايد ار گيرد از عطارد خشم
منزلم مکه مبارک بود
نزلم از «عمه » و «تبارک » بود
دل من با ملک به راز شده
جانم از جسم بى نياز شده
دير در قدس و سير در لاهوت
از «ابا» و «ابيت » ساخته قوت
بوقبيس و حرى درون خطم
بولهلب در زبانه سخطم
منکسر گشته قلب و يار شده
قالبم عنکبوت غار شده
دم عيسى دل مرا حاصل
کف موسى به ساعدم واصل
نفس من زبور خوان گشته
نفسم انجيل را زبان گشته
دامنم زان فتوح گرما گرم
داشت از آستين مريم شرم
هر زمانم نوازشى تازه
چرخ از آواز من پر آوازه
ماه طلعم کلف پذير نبود
روز عيشم زوال گير نبود
سايه بر مال کس نيفگندم
مالش کس نکرد در بندم
چشم زخمى به حال من برسيد
تير نقصى به بال من برسيد
غيرت روزگار بادم داد
دادم آن روزگار نيک بباد
دو سه درويش را به من پيوست
رونق احتشام من بشکست
غم ايشان دلم به جان آورد
به ضروريم در ميان آورد
تا شدم کفچه دست و کاسه شکم
بر در خلق ميشدم که: درم
چند پرسى نشان من که کجاست؟
گم شدم، پى چه پويى از چپ و راست؟
مدتى شد که از وطن دورم
غربتم رنجه کرد و رنجورم
دل من تاب و سينه تنگى يافت
جانم از غصه بار سنگى يافت
رخت خود در خرابه اى بردم
زان دل افسردگان بيفسردم
سخنم را درو رواج نبود
وز خرابى برو خراج نبود
بر سر شعر جان همى دادم
گاهگاهش به نان همى دادم
با چنان قوم و دستگاهى سهل
سازگاريست کار مردم اهل
گر نبودى شکوه يک دو بزرگ
اندران فترتم بخوردى گرگ
در چنين فقر و نامرادى ها
« خضعت وجهتى لواديها»
صدر مشروح و صدره چاک زده
سالها آه سوزناک زده
منتظر تا سحر شود شامم
رنگ روزى بتابد از بامم
خبر منعمى شنيده شود
هوشمندى ز دور ديده شود
تا که شد صيت رتبت خواجه
سرورى را تراز ديباجه
مسندش سد ملک دارى شد
فلکش حامل عمارى شد
اختر طالعم بلندى يافت
کارم از بخت زورمندى يافت
غم دل روى در رميدن کرد
فتنه آهنگ آرميدن کرد
شب سروشى به صورت مردم
قال: «يا ايها المزل، قم »
اى کليم سخن کلامت کو؟
جم جهانگير گشت جامت کو؟
کرمش در گشود و خوان انداخت
لطفش آوازه در جهان انداخت
چه نشينى که وقت کار آمد؟
گل اميدها به بار آمد
مرد کاري، حديث مردان کن
جام پر گشت، دور گردان کن
کارت از دست اگر چه رفت،بکوش
وين قدح را به ياد خواجه بنوش

مشاهده برنامه در فروشگاه اپل




نظرات نوشته شده



نظر بدهید




جهت دریافت روزانه فال حافظ به صفحه تلگرام غزلستان بپیوندید:

      Google+


© استفاده از مطالب سایت غزلستان در جهت نشر شعر و غزل فارسی توصیه می شود.