برای دریافت روزانه فال حافظ در کانال تلگرام غزلستان عضو شوید

شماره ١١٨: بچشم او نظر ميکن دلا در ماه رخسارش

غزلستان :: منصور حلاج :: غزلیات

افزودن به مورد علاقه ها
بچشم او نظر ميکن دلا در ماه رخسارش
تو هم با ديده جان ميتوانى ديد ديدارش
ظلال عالم صورت سبل شد ديده دل را
بهل صورت که تا بينى جهانى پر ز انوارش
گلستان حقايق را چه ريحانهاست روح افزا
مشام جان چو بگشائى رسد بوئى ز گلزارش
کند شادى بود خرم دلى کز عشق دارد غم
شود آزاد در عالم هر آنکو شد گرفتارش
شه کنعانيم چون مه ببازار آمده ناگه
عزيزان وفاپيشه بجان گشته خريدارش
چه راحتها که مى بينم جراحتهاى جانانرا
چه مستيها که من دارم ز چشم شوخ خمارش
هدف گشته مرا سينه ز تيغ غمزه مستش
صدف گشته مرا ديده ز ياقوت گهر بارش
کجا چون تو گواهى را پسندد يار خود هرگز
شد اين کنج دل ويران محل گنج اسرارش
چو گنج خاص سلطانى نباشد جز بويرانى
شهى کاندر همه عالم بخوبى نيست کس يارش

مشاهده برنامه در فروشگاه اپل




نظرات نوشته شده



نظر بدهید




جهت دریافت روزانه فال حافظ به صفحه تلگرام غزلستان بپیوندید:

      Google+

© استفاده از مطالب سایت غزلستان در جهت نشر شعر و غزل فارسی توصیه می شود.